۰

خود را به کوچه علی چپ نزنیم!

خاله نرگس در مصاحبه‌اش به درستی میگوید که در برنامه زنده اتفاقات پیش بینی نشده زیاد میوفتد و این خاصیت این نوع برنامه‌هاست چه رسد به اینکه طرف حسابتان خردسالانی باشد که تازه دارند زندگی کردن را تمرین میکنند. اما دلیل اینکار خاله نرگس یعنی انحراف حرف آن کودک که این روزها به عنوان فرنود راستگو میشناسیمش. فرنودکودکانه رفتار کرد و خالی از هر پوشش و مراعاتی آنچه بود را بیان کرد. فتح الفتوحش را بر زیان جاری ساخت و تیم برنامه ساز بزرگسالی که با این رفتار بیگانه بود را به وحشت انداخت.

در همین مصاحبه که صحبتش رفت، مجری برنامه و مصاحبه کننده اتفاق نظر دارند که گاهی دربرنامه تلویزیونی اتفاقی میوفتد که خارج از عرف جامعه است. اما توجه نمیکنند که عرف جامعه هم مانند ابیات شعر دیوان بزرگی است که اول سروده شده و بعد اوزان آن کشف شدند. نه اینکه قالب داشته باشیم و بر اساس آن واژه بریزیم و دفتر شعر تحویل بگیریم. عرف جامعه را نمیشود در بخشنامه و دستور و فرمان، به شکل هرمی از بالا به پایین ابلاغ کرد. عرف جامعه آن است که مردم به خاطرش در برابر فرمانداری و استانداری تجمع میکنند اما مسئولین رسیدگی لاپوشانی میکنند همان کاری که در این برنامه تلویزیونی انجام شد.

در برنامه خاله نرگس، او از کودکان درباره کارهایی که آنها میتوانند و باید خودشان انجام دهند سوال پرسید و حتما در نظر داشت که بچه‌ها از بستن بند کفش بگویند و از مسواک زدن از کمک مادر کردن و… اما در این بین کودکی دست بالا کرده بود تا توانمندی غیر تکراری‌اش را به رخ همسالان خود بکشد زبان گشود که خودش در دستشویی خودش را اداره میکند! حالا با همان زبان کودکانه. توانایی اداره در دستشویی در سنین فرنود (کمی بالا و کمی پایین‌تر) از مهمترین فصلهای شکل گیری شخصیت، لااقل در دسته بندی و مرحله بندی فرویدی است. اما افسوس در رسانه های عمومی اینچنینی چنین ماجرایی خلاف عرف عمومی است.

از آن روز به بعد هر وقت یاد ماجرای آن برنامه خردسالان میوفتم با خودم فکر میکنم چرا مجری برنامه در برابر حرف کودک بی دفاع شد؟ سراسیمه عمل کرد و چرا نگفت آفرین! چرا به جای اینکه لفظ و کلام کودک را اصلاح کند، منکر آن شد؟ حالا هم در این مصاحبه طوری از معمولی بودن قضیه صحبت مکیند که کار به آنجا میرسد که میگوید اگر من آن کار را نمیکردم شاید با من برخورد هم میشد. در جای دیگر مصاحبه هم میگوید که بعد از برنامه همه همکاران ماجرا را بالبخندی تمام کردند و هرکس خود را به کوچه علی چپ زد!