شک میکنم به قاصدک
شک می کنم به آدمک، شک می کنم
به خبرای قاصدک شک می کنم
کاری ندارم که بعضی میگن که خواننده فوق العاده ای هست. باز هم کاری ندارم که بعضی میگویند پیرزن جلف! به من چه که قبلا چی کاره بوده و حالا چیکاره است. من چی کار کنم که مدت ها سکوت کرده و بار سکوت، شکن صورت را برایش به ارمغان آورده. من از او یک چیز میشناسم و یک چیز میخوام و آن تنها صداست.
صدایی که گذشته ام است. صدایی که تمام خاطراتم را می توان با ترانه هایش زیر آواز بزنم و آن سراینده ای که خامه پر قدرتش مرا می کشد “هر جا دلش خواست”.
حالم به هم میخوره از فرشته های الکی
این همه از ما بهترون ابلیسای دروغکی
حالا این صدا به نظرم در پیچ و تاب زمان در انحنای حوادث دهر رشد کرده و بزرگ شده و قد کشیده و با ما بیشتر نالیده و کمتر خندیده. خبر ها را گفته و تحلیل ها کرده و به نوعی این صدای ناب این ترانه ی خالص مورخ عصر ما بوده و حالا دارد فریاد میکشد. این صدای اعتراض اوست که میشنویم.
شیطونه میگه همه یفرشته ها را لو بدم
چرا باید وحشت کنم وقتی همه وصلیم به هم
شیطونه میگه حاکم و پیش همه فلک کنم
به فکر همسایه باشم تا به خودم کمک کنم
نون خطیب مجلس را دلم میخواد آجر کنم
وقت موعظه مردم و از خنده روده بر کنم
این کلیپ را دیدم و اتفاقا خوشم هم آمد گرچه می دانم جماعتی پیدا خواهند شد و از این ترانه و کلیپ به عنوان مرگ صدا و ترانه یاد خواهند کرد اما من آن را ترانه بیدار و صدای ماندگار می دانم. هر چند از رپ بیزار باشم…
غریبه دشمن تو نیست، رمال بی دل دشمنه
وقتی که شلاق میزنه، این خودشه که میشکنه