سادگی مرا ببخش!
مدت ها پیش خواننده ای بود (یعنی هنوزم هست) به اسم فرخ. این خواننده در آلبومش به اسم ظالم ترانه ای خوانده بود با عنوان “به من نخند” من از این آلبوم اصلا خوشم نمی آمد اما با این ترانه خیلی زندگی می کردم. از طرف دیگری به خاطر انتخاب ترانه های ابی و صدایش همه آلبوم ها غیر از یکی از آنها را داشتم (آلبوم های ابی را میگم) اما غافل از این که این ترانه دوباره خوانی شده در واقع توسط ابی آن هم در سال های دور خوانده شده بود این ترانه با نام “سادگی مرا ببخش” در آلبوم نازی ناز کن وجو دارد. آهنگ سازی آن به مراتب بهتر از اثر جدید صدا مطمئنا راضی کننده تر و خلاصه اثر جدید نسخه قدیمی را به شدت زیر سوال برده است.
و اما خود ترانه اصلی را با صدای ابی میتوانید از اینجا بشنوید. و متن ترانه یا اصطلاحا lyric آن را میتوانید در ادامه متن بخوانید.
پس نوشت:اما تو این مدت چه بازی خورده بودم مدت ها با نسخه تقلبی خوش بودم غافل از این که ارجینالی هم هست. تعمیمش دهید به ماجراهای کلی تر و مهم تر و البته بزرگتر! خدایا سادگی مرا ببخش…
وقتی تو گریه می کنی
وقتی تو گریه میکنی شک میکنم به بودنم
پر میشم از خالی شدن گم میشه چیزی ازتنم
اسیر بی وزنی میشم رها شده تو یک قفس
کلافه میشم از خودم خسته میشم از همه کس
وقتی تو گریه میکنی وقتی تو گریه میکنی
پی نوشت:زشت ترین و بدترین و پست ترین و ننگ ترین کاری که این روزها می کنم و جز اون کاری از دستم بر نمیاد تماشای همین اشک هاست…
بازم صدای نی میاد

چه بد و چه ترسناک بازم هم ۳۱ آگوست باز هم هشتم شهریور باز هم جای خالی کسی که دست طبیعت گل عمرش را چید. باز هم جای خالی فرهاد. باز هم غم ما در ماتم کوه کن عاشق دیگری که این بار نه برای دلخوشی شیرین که برای آرمان هایش کند و کند و کند. او که از محمد خواند نه برای خوشایند کسی نه برای حتی ماندگاری نام خودش. چرا که چنین نام هایی همیشه مانا خواهند ماند. با او جمعه و غربت بعد از ظهرش را شناختم بدون آنکه حتی نامش را بدانم.
“ای کاش آدمی وطنش را
همچون بنفشه ها
می شد با خود ببرد هر کجا که خواست” مرا باخود برد هر کجا که خواست. وقتی از فکرش میگفت که در جستجوی سقفی است دلم برای بی سقفی فکر خودم می سوخت. وقتی کودکانه ها را می نالید برای کودکانه ها و کودکی ها دلم تنگ می شد برای شب عیدها برای مادربزرگ و جانماز ترمه اش.