چیزی بگو، اما نگو…
روز جمعه این هفته هاشمی رفسنجانی امام جمعه موقتی خواهد بود که هشت هفته را در سکوت گذرانده به میدان خواهد آمد. فارغ از صحبتهایی که در این خطبه ها زده خواهد شد، این نماز از لحاظ اهمیت هم پای اهمیت خطبه های رهبر در جمعه پس از انتخابات است. هاشمی در این جمعه دو گروه را در برابر خود خواهد داشت. اول مخالفین خود که از عمدتا از طرفداران احمدی نژاد خواهند بود و دوم معترضین به نتایج انتخابات. او در برابر آنان صحبت خواهد کرد و از طرفی نیز باید از حیثیت خود دفاع کند. البته اینکه درباره اتهامات وارد شده به خود و خانوادهاش صحبت کند تنها حدس و گمان است و ممکن است اصلا سیاست سکوت خود را پیش گیرد اما احتمال دیگر استفاده از تریبون به دست آمده خواهد بود.
چه از طرفداران هاشمی باشیم و چه مخالف او، امروز همگان او را به عنوان یک اصلاحگر میانه رو میشناسند. هاشمی که در سال گذشته سخنرانی بسیار پر سرو صدایی درباره فقه روز و اساسا فقاهت مدرن مطرح کرده بود، نشان داد که بنای اصلاح او ریشهای تر از دیگران است و او خطر را از ناحیهای میداند که مبدا تمام تفکرات افراطی در جمهوری اسلامی بوده است. او همیشه در صحبتها و یادداشتهای چاپ شده اش اشاره به آن کرده که از طرفداران پر و پا قرص امیر کبیر بوده و او را نماد اصلاحات ایرانی میداند. حالا در این هفته همگان از او توقع دارند که رفتاری در خور امیر از خود نشان دهد و نامی خوش نام برای خود در تاریخ دهه سوم انقلاب به یادگار بگذارد. البته از طرفی دگراندیشانی چون یوسفی اشکوری فکر میکنند که نمیتوان و نباید از هاشمی توقع اینگونه حرکتها را داشت. ولی اینگونه به نظر میآید برای اینکه این شایعه و شانتاژ انقلاب مخملی از بین برود، یکی از افراد با سابقه نظام باید به طرفداری مردم به پا خیزد و جانب معترضین به نتایج انتخابات را بگیرد. ولی به هرحال هاشمی نیز تا به امروز نشان داده است که در لحظات بحرانی همیشه جانب نظام و ریشه های انقلاب را گرفته و همیشه به بد زعم خود متمایل بوده تا بدتری که در ذهن دارد شکل نگیرد.
در هر حال معترضین روز جمعه دوست دارند که هاشمی نشان دهد که حمایت های دخترش از جریان دوم خرداد و اصلاحات برخاسته از تفکر پدر بوده و او شجاعت بیان علنی آن را دارد نه اینکه از آشتی ملی و وحدت عمومی دم بزند که بیش از آنکه سودمند برای ایران باشد به زیان مردم خواهد بود.
امیر کبیر وقتی از نتایج اصلاحات خود در میان وزیران ایران نا امید شد و زمانی که دیگر زمانی برای اصلاح نبود، گفت: من فکر میکردم که اصلاح از میان درباریان آغاز میشود حال آنکه باید از شخص شاه اصلاحگری را شروع میکردم.
سلام
بله هاشمی باید بیاید و صحبت کند ان هم صحبت کردنی که در حد و اندازه های هاشمی و سیاستمداری بی نظیرش در تاریخ انقلاب باشد
من تصور می کنم او هم همچو ما درک کند که این انقلاب که این چنین به بی راهه رود مناسبتی با ارزش های اولیه اش ندارد گرچه باید کودتای مشابهی را که دکتر بنی صدر قربانی ان بود نادیده بگیریم اگر هاشمی از گذشته درس گرفته باشد وبه ارمان های بنیانگذار انقلاب توجه کند با مردم بودن را بر می گزیند