ویندوز۷؛ داستان تولدش!

موقعی که ویندوز ویستا به بازار آمده بود و نسخه کرک شده اون هم در بازار ایران یافت میشد، وسوسه نصبش روی کامپیوتر دست از سرم بر نمیداشت. البته کاربر نه چندان حرفهای چون من همیشه در این مواقع شیفته رنگ و لعاب ظاهری میشه و اون شمایل اصلی فریبش میده. حالا این اتفاق این بار برای ویندوز هفت تکرار شد. البته باید اعتراف کنم که در این مدت پیشرفت قابل توجهی هم داشتم یعنی اینکه فقط ظاهر مسئله برام مهم نبود.
بعد از اینکه ویندوز ویستا را نصب کردم، سیل مشکلاتی بود که بر سرم خراب شد. هر روز تعداد زیادی آپ دیت برای ویندوز می آمد که مجبور بودم اونا را نصب کنم همین طور درایورهای سخت افزار ها بود که ویندوز نمیشناخت و حتی اینکه هیچ آنتی ویروس درست و حسابی برای ویندوز پیدا نمیشد چون شرکتهای مهم هنوز چیزی نساخته بودند. به خاطر همین ها بود که بعد از مدتی و به سفارش دوستان دوباره به ایکس پی برگشتم تا اینکه سرویس پک ۱ ویستا آمد. بعد از اون اوضاع تغییر کرد. واقعا استفاده از ویستا لذتبخش بود آدم احساس میکرد که بعد از سواری با یک ماشین معمولی حالا سوار یک ماشین لوکس و گرون قیمت شده، مخصوصا با توجه به قیمت واقعی ویستا!
قبل از اینکه ویندوز هفتم به صورت رسمی وارد بازار بشه خیلی از کارشناسان و منتقدین وعده آمدن ویندوزی نرم و سبک را میدادند. حتی بعضی که نسخه بتا را نصب کرده بودند میگفتند که ۷ واقعا یک بنزه. این حرفها و تجربه تلخ قبلی بود که منو واداشت تا سون را نصب کنم. نمیخوام بگم که این ویندوز عالی و فوق العاده است چون میدونیم که به رسم کارهای مایکرو سافت، راه زیادی را تا تکامل در پیش داره اما باید بگم که این تجربه متفاوت از تجربه ویستا بود.
ویندوز در ابتدای نصب تقریبا همه سخت افزارهای موجود را شناخت. همه نرم افزارهای مورد استفاده با اینکه بعضی از آنها لیبل هماهنگی با ویندوز هفت را هم نداشت با این حال به خوبی کار میکرد. امکانات زیادتری برای شخصی سازی بود و تقریبا در همه موارد کاربر را در نظر گرفته بودند. البته اینها نظرات شخصی یک کاربر نه چندان حرفهای هست! در ادامه این پست به تجربههای دیگه از ویندوز ۷ اشاره میکنم.