۰

نقض همه پیمان ها

وقتی به مرد راست نگفت، یعنی اصلا نگفت. در واقع به نوعی حقیقت را پنهان کرد، رفتاری بود در حد دروغگویی. این دروغگویی اعتماد ساخته شده در طی یازده سال را در عرض کمتر از یک ماه ویران کرد. اعتماد از دست رفت و وقتی اعتما کسی به دیگری از بین برود، هرگز مثل قبل ترمیم نمی‌شود. حتی اگر هم دوباره بر قرار بشود باز مثل گذشته نخواهد بود.
حالا که زن و مرد با یکدیگر زندگی میکنند، حالا که هر کدام میدانند که دیگری دروغ میگوید، حالا که هر کدام با دیده‌ی تردید به اعمال شخص مقابلش نگاه میکند، دیگر حرف زدن و درد و دل کردن و گفت و شنود هم ملال آور میشود. هر کدام در پشت یک لبخند بزرگ و دروغین پنهان می‌شوند و به دیگری فحش میدهند ، در دل!
…و مرد چقدر سختی کشید. وقتی که زن را عاشقانه دوست داشت و از طرفی مطمئن بود که زن هم او را میخواهد اما دل زن در جای دیگری بند بود. زن در خانه دیگری شاد بود و قهقهه میزد. مرد نمیتوانست عشق گدایی کند  و تنها شاهد بود که معشوقش خود عاشق دیگری است.

پ.ن: بلافاصله بعد از دیدن فیلم Unfaithful این پست نوشته شد. این فیلم را بعد از حدود ۸ سال دوباره دیدم!
پ.ن۲: کاملا معلومه تو هم این روزها عاشقی!