۳
قاب خالی
مدتی است که انگار دستهایم خشکیده. اصلا نمیشه که یک عکسی بگیرم که به دلم بشینه نه اینکه اصلا عکس نمیگیرما، میگیرم اما بلافاصله پاک میکنم اصلا خوشم نمیاد اونی که تو ذهنم هست با اونی که روی صفحه ال سی دی دوربین میبینم خیلی متفاوته. سوژه هایی را که بهشون فکر می کنم هیچ کدام بکر نیستند همه را یا خودم یا دیگران دستمایه موضوع عکسشون کرده اند و اگر باز هم بگیرم از هزار متری فریاد میزنه که تقلیده! نگاه من که از اول نه عظمتی درش بود و نه وسعتی ولی انگار دیگه سوژه بزرگی هم وجود نداره و زیبایی ها هم کم شده اند و خاکستری.
سلام
حق با تو بود، قشنگ نبود اصلا…ولی آدم گاهی چنین احساسی داره…
…
عکس بگیر، عکس بگیر، عکس بگیر…خوب میشه. برو تو خیابون، کوچه، بازار اونوقت میبینی که چقدر همهچیز تازهست، حداقل برا خودت و مهم هم همینه دوست من…
مشکل من اینه که اصلا بلد نیستم عکس بگیرم. ببین من دیگه چه قدر..
سلام خیلی عالی بود