۰
سال میلاد لجن
سال خفته در کنار دست های بی تکان
سال رفته در میان روزهای بی بهار
سال مرداب روان در بستر رود زلال
سال میلاد لجن در نطفه گاه چشمه سار
سال لبخند گل مصنوعی تو در اتاق
سال قتل لاله های سرخ من در کوهسار
سال دهقانان خاموش دهی طاعون زده
سال گندم های بیمار میان کشتزار
سال بارانی سیه بر غنچه های کاغذی
سال لبخندی به لب های گون در سبزه زار
سال شعری ساخته با گریه و اندوه و خون
سال آهنگی نوشته با صدای انفجار
سال عشق رسته از آغوش سرد روسپی
سال شهوت در صدای عاشقان شرمسار
سال شمشیری که بر دیوار باطل زنگ زد
سال تسبیح است و دست و ورد و آه و انتظار
ای بهار سبز سرخم تا رسی از کوره راه
بی قرارم, بی قرارم, بی قرارم, بی قرار
…
چنین عیدی مبارک
پی نوشت: این پست مطمئنا آخرین پست در سال جاری خواهد بود.
