۰

روزها گر رفت…

این روزها زمانی که، از  پی هم دویدن عقربه ها سرگیجه میگیرم یاد این آیه مثنوی می افتم.

روزها گر رفت گو رو باک نیست/ تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

در ادامه همین سرگیجه ها راه کارهای دیگری هم به ذهنم میرسد که البته گاهی برخی از آنها هنوز جواب میدهند و هنوز کاربرد دارند. از مهمترین های آنها، آن است که در فضای مجازی می افتم به دنبال ترکی آلبومی خواننده ای ناب. درست مثل معتادی که دنبال جنس میگردد ولو شده در زباله دان های شهرداری. او میگردد و مهم همان است حتی شاید “یافت نشود.”

خلاصه در ادامه پیدا کردن چنین چیزی بودم که رسیدم به  Jane Birkin . مثل روز خوبی بود برای یک ماهیگیر که آنروز انگار دهان ماهی ها دم به دم گیر می کند به قلابش. آلبومی سحر انگیز از این هنرمند خواننده، بازیگر، کارگردان گوش می کنم و واقعا در لحظاتی از آن به وجد می آیم.

وقتی که در زندگینامه اش دیدم که به عنوان بازیگر از او یاد شده هرگز فکر نمی کردم که منظور از این بازیگری آن است که در کنار کسی چون آنتونیونی  کار کرده باشد. او زیر نظر این کارگردان بزرگ که از معماران سینمای موج نوی فرانسه است در فیلم Blowup ظاهر شده است.

این پدیده از دهه شصت خود را به دنیا معرفی کرد و تا به امروز در حدود هفده آلبوم به زبانهای انگلیسی و فرانسوی تولید کرده است.