۱
روزهای شعر و دلار
این روزها، روزهای شعر است. روزهای شعر و دلار! این روزها بیش از هرچیز شعر میخوانم. شبی یک غزل از حافظ، شبی یک پاره از اخوان، کمی از نصرت، اندکی فروغ. بهتر بگویم این شبها، اوقات شعر است. گاهی با نگاه، در ذهنم صدای شاعر را تصور میکنم. بعضی وقتها با صدای خودم پچ پچه میکنم و وقتهای دیگر برای دیگران میخوانم. بلند بلند. به نظرم زمستانها باید شعر خواند و تابستانها داستان!
دلار هم هست. این روزها تیتر اول است. دلار هم به سرگشتگی ما دچار شده انگار. بالا و پایین میرود مثل اسفند روی آتش شده. بیچاره سرگیجه گرفته از بس ثبات ندارد. خلاصه این روزها دوران شعر و دلار است…
سلام
خیلی خوب. شعر هم می گید؟