۰

دنیای ما خار داره

11 نترس! از چه میترسی؟ دیو بزرگ خونخوار که چماقی به دست در برابرت ایستاده و از چشمهایش خون میچکد که ترس ندارد! یا آن کسی که در تاریکی لانه تو خزیده از ترس پلیس و تو را هیچ حساب نکرده که قلبت اندازه دل گنجشک است و بی وقفه می طپد. او که وحشت ندارد!

بگو ببینم با دستان کوچک و زیبایت میخواهی جلوی این همه پلیدی را بگیری؟ نه هرگز نمیتوانی اما ناامید نباش تو میتوانی فردا یکی از آنها نباشی. میتوانی اینقدر ترسناک نباشی میتوانی فرشته بمانی، فرشته ی زیبا. مگر نمیدانی که اینجا وضع همیشه همین بوده از هابیل و قابیل تا حالا همیشه رسم این بوده و تو هم خیلی زود خیلی سریع تر از آنچه فکر کنی عادت می کنی.

نترس اما همیشه آن دست قشنگت را سد کن برای تمام دیو ها و دیو سیرتان…