تیغ در دست زنگی مست
این روزها زیاد میشنوم که محمود احمدی نژاد با تصمیماتی که میگیرد درست بر خلاف جریان ولایت قدم بر میدارد و به نوعی در جریان مخالف ولایتمداری شنا میکند. این اتفاق اصولگرایان حامی رهبری را به شدت آشفته و آنها از دست رییس جمهور ناراحتند تا جایی که برخی نمایندگان مجلس طرح بررسی عدم کفایت رییس جمهور را مد نظر دارند. در همین جریانات بود که از بعضی دوستان شنیدم که میگفتند احمدی نژاد هر قدر رفتار غلطی تا به امروز داشته است، این رفتار، یعنی مخالفت علنی با رهبر مسئلهای است که بسیار به موقع و کارگشا بوده. نکتهای که مخالفت من با این نظریه را بر میانگیزاند دلیل این رفتار و تصمیمات احمدی نژاد است. یعنی خواست حقیقی که در پس این رویکرد دیده میشود، به مراتب متحجرانه تر و بسیار هولناک تر از قضیهای است که در حال حاضر با آن دست به گریبانیم.
رویکرد مورد نظر رییس جمهور فعلی را میتوان از سخنرانی های حماسی و به اصطلاح با شکوه او متوجه شد. این نیت را میتوان از اشتهای آقای رییس برای مدیریت بر دنیا فهمید و رابطه صمیمانه با برخی افراد در قم میتواند راهگشا برای رسیدن ما به مقصود حقیقی او در مخالفتهای اخیر باشد. در یک کلام باید گفت که این رفتارها هر نتیجهای داشته باشد (حتی تضعیف رهبری در مسائل اجرایی) به سود ملت نیست و در حال حاضر “تیغ در دست زنگی مست” افتاده است.