۲
بنویس من دیگر شاعر نیستم*
بنویس، که دیگر با دیدن شاعرانهها شعرم نمیآید خشمم میگیرد که چه ساده دیدم ارکان طبیعت را و چه زود باور کردم .
بنویس که دیگر نخواهم نوشت. نوشتن پیش تو کم است. لنگ است. کودکانه است. زین پس تنها تو را تکرا می کنم.
بنویس من دیگر شاعر نیستم.
*عنوانِ نوشتهای از اسماعیل شاهرودی
* استکان را من نشکستم فقط شکستهاش را تصویر کردم.
محسن تو آخرش منو با این عکسات می کشی یه روز …
اون نوشته با تمام قریحه ی شاعرانش محو عکس شده …
Nice Shot !
سلام
وب جالبیه
افتخار میدی؟