۲

ای شیخ حقا که تو از ما بهتری!

مدت‌ها پیش با دوستی بحث میکردیم درباره شخصیتی چون محمد رضا شجریان. او که شیفته هنر شجریان بود با شخصیتش رابطه چندان خوبی نداشت و او را فردی مغرور و تا حدودی انعطاف ناپذیر خطاب می‌کرد. این نوشته ربطی به شجریان ندارد اما حالتی مشابه، امروز و بعد از شنیدن مصاحبه رادیو زمانه با محسن نامجو در حاشیه کنسرتش در کانادا برای من پیش آمد.

namj

اولین بار محسن نامجو را با قطعات “زلف بر باد مده” و  “کپی پدرخوانده” شناختم و هر دو بر جانم نشست. این دو قطعه باعث و بانی آن بود تا من پیگیر کارهای نامجو شوم. لحن تند و گزنده‌اش در ترانه‌ها و ابیات مرا خوش آمد و زخمه های تارش هم.  من نامجو را دوست داشتم و حتی امروز هم دوست دارم اما آرزو می‌کنم که هیچگاه مصاحبه‌ای از او نمی‌خواندم و یا نمی‌شندیم.

اگر کمی پیگیر او و کارهایش بوده باشید ماجرای آن قطعات قرآنی را به یاد دارید که یکی از قاریان قرآن در داخل کشور هم از آنها بر آشفته بود و بلافاصله که ماجرا رسانه ای شد نامجو قلم به دست گرفت و ندامت نامه‌ای تنظیم کرد تا نکند پلی در مسیر برگشت بر سر راه او خراب شود و او از بازگشت باز بماند. با نفس عمل او مخالف نیستم و اصلا با کل کار او هم مشکلی ندارم اما به نظرم آن جواب بسیار ناپخته و به دور از شخصیت هنرمندی چون "محسن نامجو" بود. حالا و بعد از گذشت مدتی رادیو زمانه در مصاحبه اخیرش به سراغ نامجوی دور از وطن رفته و انگار او هنوز ترس ناتوانی از بازگشت را دارد که این گونه محتاطانه پیش می‌رود او در بخشی از این مصاحبه میگوید:

سوال: می‌خواهم ببینم که آیا حرفت را درست درک کرده‌ام؛ اینکه از شرایط ایران خیلی ناراضی نبودی که آمدی بیرون. بیرون آمدی که فقط یک سکوی پرتابی باشد و چیزی باشد که بتوانی آرامش پیدا کنی، فکر کنی که برای آینده‌ات می‌خواهی چه کاری انجام بدهی و این‌که اگر لزوم آن را ببینی به ایران برمی‌گردی؟

دقیقاً برمی‌گردم. حتا اگر برگشتن من موجب واکنش‌هایی از طرف دولت باشد. دولتی که اگر از آن خوب نمی‌گویم، دارم از آن بد هم نمی‌گویم. کما این‌که من یک بار این تجربه را داشته‌ام. سال گذشته من مدتی خارج از ایران بودم و وقتی برگشتم صادقانه بگویم که من را اذیتی نکردند. اما در همین حد که در فرودگاه با من قرار بگذارند که این جلسات را بیا و توضیح بده که این کارها چه بوده و کارهایت را چه کسی در اینترنت منتشر کرده است. سوال و جواب در این سطوح بوده است و هیچ بعید نیست این‌ بار که من بر می‌گردم همان باشد یا نباشد و یا بدتر از آن باشد و یا اصلاً هیچ چیز وجود نداشته باشد.
منظور من از همه‌ی این پرحرفی‌ها این است که یاد بگیریم این‌قدر از ایران و رژیم ایران ننالیم و مقداری قضیه را بزرگتر ببینیم. یعنی اینکه ما بگوییم آی بگیر و ببند و خفقان و غیره، این کارها بس است دیگر.

namj2

نمیدانم اگر نامجو هنوز پشت دروازه مجوز و اخذ اجازه انتشار نخستین آلبومش در وزارت ارشاد بود، باز هم اینگونه می‌گفت؟ باز هم  صحبت از بگیر و ببندها و خفقان برایش بزرگ و اضافی بود؟ نامجویی که در مستند آرامش با دیازپام ده دیده بودم با نامجوی این مصاحبه تفاوت بنیادی داشت هرچند که انسان‌ها در همه مراحل زندگیشان حق تغییر و تحول دارند و این مسئله به هیچ کس مربوط نمی‌شود اما نامجو با چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای به نظر من دچار تناقضی شده است که در باور من ناشی از همین فضای به شدت بسته است که هر چه از آن بنالینم کم است.

* در این نوشته از مصاحبه نامجو با رادیو زمانه استفاده شده است.
* عکس ها از صفحه ویژه  محسن نامجو در فیس بوک است.

  1. DESERTER می‌گه:

    راستش به نظر من محسن دچار چرخش صد و هشتاد درجه ای نشده.. از اولش هم اینجوری بود و من با علم به اینکه “این آدم این طوری است” کارهاش رو گوش می کردم و می کنم. و اگه شما نوعی از چرخش رو در موضعش می بینی شاید به خاطر این عادت بد ما ایرانی ها باشه که تا کار دلچسبی از کسی می شنویم یا می بینیم فکر می کنیم یک قهرمان ملی نو ظهوره یا یه جور سوپر منه و از این حرف ها…(نمی خوام از عبارت “عادت بت سازی ایرانی ها” استفاده کنم، چون یکم تکراریه) اما در خارج از ایران، این فرهنگ یا وجود نداره یا خیلی کمرنگ تره.. مثلا تو یوتیوب می بینی خیلی از طرفدار خواننده ها که کامنت میذارن مثلا می نویسن:
    “فلانی (همونی که زیر موزیک ویدئوش دارن کامنت میذارن) یه هرزه به تمام عیاره، اما صداشو دوست دارم”
    ما باید یاد بگیریم از این “اما”ئه بیشتر استفاده کنیم.

    پاسخ: کاملا با بخش دوم نظر شما موافقم این “اما” خیلی کارگشاست ولی من احساس چرخش را از ترانه های خصوصی کردم که نامجو میگفت که ناخواسته منتشر شده است. به صورت کلی برای من مهمه که خواننده یا نویسنده به چیزی که میخواند و میسراید اعتقاد داشته باشد.

  2. جهانگرد می‌گه:

    سلام
    هنرمندی مثل فرخزاد یکی بود واز ریشه در اورده شد چه توقعاتی داری ها؟!!!!!!!!!!!!