از کفر من تا دین تو
روزنامه گاردین طبق رسم هر ساله، لیست ده فیلم افتضاح سال را منتشر کرد. این اتفاق در پایان هر سال در مجلات و سایت های معتبر و درباره مسائل مختلف رخ میدهد. برترین ها، بدترین ها، گرانترین ها و ارزانترین ها معمولا سوژه پایان سال هر سایت و مجله معتبری است. حالا اینکه این رتبه بندی ها و شماره گذاری ها در حوزه مطبوعات چقدر دقیق و درست است و چقدر میتوان به این نظرات تکیه کرد سوال اصلی من است.
چندی پیش در سایت سرزمین سینما، نظر سنجی نوشتم که بهترین فیلم سال را از نظر مخاطبین سایت جویا شوم. وقتی که به سراغ لیست فیلمهای سال ۲۰۰۸ رفتم دیدم که اکثر فیلمها یا زیاد آثار خوبی نبودند (از نظر من) یا زیاد عام نبودند (مثل اثر چارلی کافمن) و یا هنوز به بازار های زیر زمینی وطنی وارد نشده اند. بنابراین بر آن شدم تا لیستی انتخاب کنم که این ایراد ها را در خود نداشته باشد. تا جایی که ممکن است در ایران قابل تهیه باشد و از فیلمهای پر فروش انتخاب کردم.
این ماجرا به پایان رسید تا دوستی از دوستان از این حرکت رنجید و به قول دکتر کردان! به خاطر دستمالی نه قیصریه و قیطریه که سایتی را تا آستانه ی شعله ور شدن برد. برای من ملالی نبود اگر سواد و اطلاعات سینمایی ام زیر سوال رود چرا که خود واقفم که تنها شاگردی هستم در برابر پرده نقره ای ها و صفحه های دیجیتالی. پس چه جای ملال اگر کسی این واقعیت را به من گوشزد کند؟
اما امروز در روزنامه، همان لیست گاردین را مطالعه می کردم و در کمال تعجب دیدم که دو فیلم از این لیست بدترین ها نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب است. گوی طلایی که به گفته برخی از منتقدان از اسکار با اهمیت تر است و آن پنهان کاری ها و ملاحظات درش جایی ندارد. برگزار کنندگان مراسم گلدن گلوب “مامامیا” با بازی مریل استریپ را شایسته جایزه دانسته اند و “تندر استوایی” را کاندیدای دریافت جایزه کرده اند در حالی که گاردین آنها را در لیست سیاه قرار داده.
ماجرا به همین جا هم ختم نمیشود. استفن کینگ جنایی نویس و نویسنده دنیای وحشت که از نویسندگان محبوبم هست هم در پایان سال لیستی داده. لیست ترسناک های ۲۰۰۸ که اتفاقا این لیست بهترین های جناب کینگ هم با بدترین های گاردین اشتراکاتی دارد.
چه حیف که این جایزه ها و فستیوال ها و لیست ها نمی تواند معیار خوبی و بدی باشد چه رسد به اینکه بخواهیم بر اساس آن سواد و اندوخته و تجربه دیگران را بسنجیم.
چیزی که همیشه در نظر دارم این است که در عالم واقع در جهان حقیقی و هنری چیزی به عنوان اثر بد و یا اثر خوب وجود خارجی ندارد و این که میگوییم فلان کار شاهکار است و دیگری سخیف بر خواسته از سلایق و علایق و ذائقه ماست و گرنه شاید بدترین فیلم ها هم استاندارد های کلی را رعایت کنند اما باز اثر اصطلاحا چیپ هستند و شاید فیلمی در نهایت سادگی شاهکار باشد.