“آهای تو”
به اتفاق نو و تازه، پدیده گویند. چیزی که اکنون هست، اما پیش از این موجود نبوده است. اما معنای دیگری که پدیده به ذهن میآورد ناپایداری و موقتی بودن است. یعنی پدیده در بخشی از زمان میآید و بعد از مدتی دیگر با آن قدرت باقی نمیماند البته پدیدههایی هم هستند که در این دایره قرار نمیگیرند و میتواننند تا مدتها به حیات حرفهای خود ادامه دهند.
بنیامین بهادری خوانندهای که با آلبوم اول خود توانست به عنوان پدیدهای تازه در صنعت موسیقی داخلی خود را مطرح کند. (بسیار مهم است که در این بحث “صنعت” را با “هنر” اشتباه نگیریم و در حال حاضر اکثر آلبومهای موسیقی در داخل و حتی خارج از ایران در حیطه صنعتی قرار میگیرند که آلبومهای تجاری هستند و بار هنری در آنها یا بسیار پایین و ناچیز و یا فاقد آنند.) در هر حال آلبوم نخست او با آلبومهای منتشر شده در فضای عمومی موسیقی داخلی ایران تفاوت های زیادی داشت. البته من این تفاوتها را بین خوب و بد قسمت نمی کنم و تنها از آنها به عنوان تفاوت یاد می کنم. در نخستین آلبوم و مخصوصا در کلام، خلاقیتهای فراوانی شکل گرفت که ، بیشتر بنیامین را از همردیفان خود متمایز کرد و همین خلاقیتها که نسبتا در بخش موسیقی و تنظیم آلبوم هم به گوش میرسید موجب موفقیت آلبوم شد. در این میان و به اعتقاد من صدای بنیامین سهم کمتری نسبت به ترانه و موسیقی داشت.
به هر حال آلبوم اول را از نظر فروش و استقبال میتوان آلبومی موفق قلمداد کرد اما بعد از آن مجموعه بنیامین خود را به کار برای موسیقی متن و ترانه یک فیلم (اگر من اشتباه نکنم و همان فیلم باشد) خلاصه کرد. او برای فیلم “گرگ و میش” خواند و زمزمههای آمدن آلبوم جدید او به گوش میرسید. تمام طرفداران او که بعد از آلبوم اول چشم انتظار بودند هر چه منتظر ماندند خبری از بنیامین نشنیدند. او مدتی را در سکوت سپری کرد و هر چند وقت یکبار خبری از او منتشر میشد که مثلا در حال کار بر روی آلبوم جدید است. شاید به نظر بیاید که این کار حرکتی حرفهای است اما گاهی این توقف آن هم برای خواننده های تازه کار موجب بالا رفتن توقع عمومی میشود و ناخود آگاه همگان در پی آنند که موفقیتی فراخور زمان انتظار را بشنوند و وای از روزی که این اتفاق نیوفتد.
در آلبوم جدید، بنیامین سعی درتکرار موفقیت گذشته دارد. اما نمیداند که خلاقیت به کار گرفته شده برای آلبوم اول مختص همان کار بود و نمیتوان آن را دوباره در این مجموعه به کار گرفت. آلبوم جدید او تنها تلاشی برای تکرار موفقیت گذشته است. هرچند من از نظر خود و با تکیه بر سلیقه شخصی ، آلبوم اول را هم اثر قابلی نمیدانم ولی به مراتب از آلبوم “۸۸” بهتر بود و دارای حداقل های بازار موسیقی بود. بنیامین در آلبوم جدید، با مشتی ترانه بی ایتدا و انتها که مجموع گفتار همه آنها یک “دوستت دارم” ساده است بدون هیچ طعم و ادویه عاشقانهای، بدون هیچ افکت و صنعت ادبی وارد میدان شد. او تنها لغات را میگوید و در هر چند مصراع یکبار یاد آوری می کند که معشوق را دوست دارد و این نه تنها به آلبوم که به ترانه های عاشقانه این روزها نیز ضربه میزند.
درباره موسیقی کار اگر چیزی نمیگویم به خاطر دانش کم من در این باره است اما همین قدر میدانم که نواها متناسب با کلام تکراری چیزی نیست جز ملودی های پیش از این شنیده شده.
در خبرها وقتی خواندم که آلبوم بنیامین فروش بالایی داشته است اولین چیز آن بود که تمام خریداران از جمله کسانی که من آنها را میشناسم به حساب آلبوم اول به سراغ “بنیامین۸۸” رفتند اما شاید وقتی بشنوند که این اثر چندان اثر قابلی نبوده از این خواننده دلسرد شوند و باز به نظرم اگر بنیامین بخواهد در کارنامه خود آلبوم دیگری را به بازار بفرستد باید خاطره خوش موفقیت آلبوم اول را فراموش کند و به فرداها با افق دید باز تری نگاه کند.