
پشت پنجره نشستن و دیگران را تماشا کردن یکی از بهترین سرگرمیهاست! اما من در عجبم که چطور میشود با سه چهار تا بازیگر و یک اتاق و چند پنجره چنین شاهکاری ساخت.
این مطلب در
۲۰ آذر ۸۸ به ساعت ۱:۳۷ ب.ظ درج شده است و در شاخه سینما قرار داده شده است.
پاسخ های احتمالی به این مطلب را می توانید از طریق فید RSS 2.0 دنبال کنید.
You can skip to the end and leave a response. Pinging is currently not allowed.
۱۰ دی ۸۸ در ۳:۰۲ ق.ظ
با مغز
چیزی که اخیرا به شدت از سینما فاصله گرفته
۲ شب پیش فیلم آپارتمان بیلی وایلدر را دیدم .
یک داشتان ساده . عادی . معمولی . یک شرکت و یک اسانسور . ۳ بازیگر اصلی و ۵ آدم نیمه فرعی . با یک آپارتمان تک خوابه
۲ نمای خارجی = یک راه پله ها و بیرون ساختمان
ببین جه شاهکاری ساخته
همه چیز تو خودش داره .
سراسر خنده . حسرت . طمع . وفا . سادگی . حقیقت و کلی تعاریف دیگه …
اون شب بیخواب شده بودم .. بعدش فیلم تندر استوایی رو دیدم . اصولا خیلی بعیده فیلم کمدی ببینم اما دیدم
کلی لوکیشن . کلی بازیگر گران قیمت . صجنه های پر خرج . جلوه های عظیم و فیلمبرداری هزینه بر .
اما محصول بسیار کسل کننده . شوخی ها رکیک و زننده و بی دلیل . همه چیز اغراق آمیز و بی توضیح . مثل یک پروژه دانش آموزی
منم شیفته همون دو پنجره ساده قدیمیم …. با اون پای شکسته و ماچرا های پر معنا