دیدن و گفتن و رفتن

گاهی اخبار می‌تواند آدم را سر ذوق بیاورد و گاهی افسرده کند و گاه عصبی. این بار من در فاصله چند ثانیه دو خبر دیدم که هر کدام از دیگری تاثیر بیشتری بر من گذاشت. یکی از آنها این بود که رییس صدا و سیمای دولتی که به تازگی در سمت خود ابقا شده درباره انتقاد به عملکرد صدا و سیمای تحت ریاستش، خصوصا بعد از انتخابات گفته که “ مگر بعد از انتخابات دوم خرداد آقای ناطق نوری انتخابات را زیر سوال برد و از صدا و سیما تقاضای وقت کرد که حالا آقایان موسوی و کروبی اینقدر تقاضای زمان میکنند.”

در این حرف آقای ضرغامی چند نکته مهم هست که هر کدام برای حذف صفت ملی از انتهای نام صدا و سیمای تحت سرپرستی ایشان کافی است. یکی اینکه مگر حادثه کربلا بود که حالا در آن شما پیروز شدید و کشته کربلا را به حساب کشتگان احد میگذارید؟ مگر شما از ناحیه حریف آمده‌اید که جانب جناب ناطق را میگیرید؟ در آن دوران هیچ کس به جناب ناطق نوری توهین و تهمتی نزد و اگر هم چنین کرد در صدا و سیما این حادثه رخ نداد. در انتخابات دوم خرداد تقلب گسترده که نتیجه را دستخوش تغییر کند شکل نگرفت پس کسی هم نگفت تقلب شده است. مگر معترضین انتخابات گفته اند که هر انتخاباتی در ایران متقلبانه بوده است؟ از همه اینها گذشته مگر شاخص و معیار اخلاق انتخاباتی، رفتار آقای ناطق بود؟ البته در یک مورد باید به کسانی چون آقای ضرغامی حق داد و آن اینکه در دوم خرداد ۷۶ تمام معادلات آنها بهم خورد و به خاطر همین تمام تلاش خود را به کار میبندند تا ۲۲ خرداد را با دوم خرداد مقایسه کنند. از همین رو هم هست که آقای کروبی به جای لفظ تقلب در انتخابات گفت، سهمیه بندی انتخاباتی.

اما خبر دوم که کم از اولی نداشت، تجمع عده‌ای از بانوان بسیجی در برابر سفارت بریتانیا بود با محوریت قتل ندا آقا سلطان! این بانوان  از آن سفارت میخواستند تا شاهد قتل را به ایران پس دهد! همچنین درخواست داشتند تا عوامل این قتل را به ایران بدهند تا محاکمه کنند! آرش حجازی در آن روز به خاطر نزدیکی دفترش با محل حادثه در آنجا حاضر بود و شاهد اتفاق. اما گویا این بانوان می‌گویند چرا دیده؟ حالا که دیده چرا گفته؟ حالاکه گفته چرا رفته؟

یک نظر برای “دیدن و گفتن و رفتن” ثبت شده است.

  1. لردآرما Says:

    خبر عالی ولی تکراری بود ،
    امیدوارم فیلتر نشوید…

یک نظر دهید