نگران همه بودی اما…

لحظه‌های اینچنینی نوشتن برای من سخت است! یعنی نوشتن خشک و خالی سخت است. دوست داشتم تا جشنی در خور و اندازه بگیرم و این روز را گرامی تر از حالا بدارم. سالهای با هم بودن را تورق که میکنم به فصلهایی میرسم که از هیجان قلبم به طپش می‌افتد به قسمتهایی میرسم که هر دو ابری بودیم و سطرهایی که تعدادشان هم کم نیست که در آنها ما شاد زیستیم شاد بودیم بدون آنکه چیزی خارق العاده در آنجا وجود داشته باشد. ما بی دلیل شادی کرده‌ایم اما چیزی که مهم است اینکه ما هرگز بی دلیل غمگین نبودیم غم ما دلایل بسیار داشت و دارد اگر ما غصه خوردیم غم نان نبود وگریه های ما از درد درد شکم نبود. این بارز ترین چیزی است که از تو آموختم بی دلیل شاد باش اما هرگز بی جهت غصه نخور این تیر طلایی را بیجهت هدر نده برای همین است که این شعر همیشه مرا میکشاند به کوچه پس کوچه های یاد تو…

بس که پیدا بودی
هیچکس با خبر از نام و نشان تو نبود
چشمه ای صاف
نهان در دل کوه
غنچه ای سرخ
نهان در دل مه
هیچکس
در پی روح جوان تو نبود
نگران همه بودی اما
هیچکس
نگران تو نبود …

تاریخ این پست باید به روز سوم آبان هر سال تازه شود.

یک نظر برای “نگران همه بودی اما…” ثبت شده است.

  1. جهانگرد Says:

    سلام
    پاسخ مهر و محبت را نمی دانم چگونه بدهم تا استیفای حق نموده باشم
    نمی دانم قول دهم تا بی پاسخ نگذارم یا…

    قبلا گفته بودم که از جملۀ “به زودی جبران می کنم” چرا متنفرم.
    اما آنچه مهم است اینکه روزگاری را با یکدیگر گذراندیم که نه تنها بد نبود بلکه شیرین بود. بله “احلی من عسل” شاید هرکه از خارج به روزگار ما بنگرد ما را دیوانه گانی بخواند که از روزگارمان لذت برده ایم شاید حتی با خود بگوید جز دیوانه ها هیچ کس را یارای تلذذ از این روزگار نیست. اما باید بگویم ما از جنس آقا رضا بوده و هستیم بله مهم آن است که ما لذت بردیم حالا هرچه که بودیم.
    اما باید اعتراف کنم که نه قابلیت آموزنده بودن را دارم نه قابلیت آنکه نگرانم باشند و یا قابلیت جالب توجه بودن را.
    جالب توجه حقیقی، می دانی یک معلول ذهنی هم می تواند جالب توجه باشد یک پرورشگاهی یتیم هم می تواند جالب توجه باشد و یک فیزیکدان مثل آلبرت بزرگ هم می تواند جالب توجه باشد جالب همین است که هیچ کدام نیستم پس هیچ جایی برای جلب نظر نمی گذارم.
    این سالها را که به تنهایی و تجرد خودم مطالعه می کنم می بینم هیچ و هیچ و هیچ به خاطر هیچ می پیچم و از پیچیدن هم گریزان شده ام شاید سالی دیگر امیدوارم امسال اگر سالی را در پیش داشتم امیدم واهی نبوده باشد و مثمر واقع شود شاید سال بعد ….
    ممنون از محبتت  

یک نظر دهید