آرشیو خرداد, ۱۳۸۸

یه شبه مهتاب

یکشنبه, خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸

منتظرم یا شاید باید بنویسم که منتظریم. گوش تیز کرده‌ایم و به هر حرکتی واکنش نشان میدهیم اما انتهای این مسیر پیدا نیست. ولی من ایمان دارم که روزی از همین لحظه ها خبری خواهیم شنید. خبری که شادمان کند و خستگی  همه فریادها و ننگ و مرگ ها را از حنجره‌مان بشوید.

عمویادگار، مرد کینه دار
مستی یا هشیار، خوابی یا بیدار

مستیم و هشیار، شهیدای شهر
خوابیم و بیدار، شهیدای شهر

آخرش یه شب ماه میاد بیرون
از سر اون کوه، بالای دره
روی این میدون رد میشه خندون

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

جمعه, خرداد ۲۹م, ۱۳۸۸
یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان درنمی‌آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان درنمی‌آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

آری شود ولی به خون جگر شود

چهارشنبه, خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸
فردای انتخابات ۲۲ خرداد همه رسانه های آزاد که اکثر آنها در خارج از کشور فعالند به نکته‌ای اشاره کردند که در داخل، روزنامه‌ای جرات پرداختن به آن را نداشت. جرات نداشت چون خوب میدانست که پرداختن به چنین موضوعی هزینه سنگینی را برای آنها در پی خواهد داشت.  در داخل ایران هم تنها فعالان سیاسی و روزنامه نگاران آزاد در مصاحبه‌ها و نوشته‌های اینترنتی خود به کودتا اشاره کردند.
کودتا حقیقت تلخی بود که بر سر صندوق آرای مردم آمد و قرائت نام کاندیدای مورد نظر جامعه ایرانی را متفاوت از نوشتارش کرد. مقامات عالیرتبه نظام نیز بلادرنگ پس از اعلام نتیجه رسمی از جانب وزارت کشور و در حالی که شورای نگهبان هنوز کارش را آغاز نکرده بود، با خیالی آسوده و بی توجه به آنکه مردم بهتر از هر کسی میدانند که به چه کسی رای داده‌اند، نتیجه نهایی را تایید و آن را منصفانه خواند. این پایان قائله نبود. حکومت، نظامی گری که همیشه مورد نظر داشت و نمونه آن را در گشت‌های ارشاد و… دیده بودیم، بسط داد و فضای امنیتی را در شهر های بزرگ و کوچک کشور گسترش داد. جریان اس ام اس که از روز قبل از انتخابات قطع شده بود تا هم اکنون نیز به حال عادی برنگشته و علاوه بر امکان دسترسی به یکدیگر، باعث وارد شدن خسارتی هنگفت به مخابرات شده است. جریان اینترنت تقریبا مختل شده و سایه سانسور در این فضای مجازی شباهت عجیبی به موقعیت حقیقی ما پیدا کرده است. تلویزیون های غیر دولتی که هیچکدام در خاک ایران نیستند نیز با اختلال مواجه شده و حکومت ایران برای جلوگیری از آگاهی مردم حتی حقوق مردم دیگر کشورها را نادیده گرفته است.
علاوه بر تمام اینها فشارهای وارد شده بر مطبوعات قابل انکار نیست. روزنامه کلمه سبز در فردای انتخابات امکان چاپ پیدا نمی‌کند و همچنین روزنامه اعتماد ملی تحت فشار های سنگین اجازه چاپ اخبار بعد از انتخابات را نمی‌یابد.
از همان ۲۳ خرداد موج گسترده‌ای از دستگیری ها در کشور آغاز می‌شود و همزمان با این همه فاجعه ملی و همراه با کشته شدن ۷ نفر در تهران و حمله به کوی دانشگاه و ضرب و شتم دانشجویان در نقاط مختلف کشور، رییس جمهور  همچنان ایران را صاحب برترین دموکراسی در جهان (و نه حتی منطقه) می‌داند و همچنان بر موضع پیشین خود که همان حضور آزادی حداکثری در کشور است پافشاری میکند.
جالب آنکه حکومت و دستگاه های زیر مجموعه آن این همه اعمال زور و فشار بر مردم و مسدود کردن راههای ارتباطی را کافی ندانسته و وبلاگها و سایتهایی که شرایط را آنگونه که هست نمایش دهند را با الفاظی تند تهدید کرده است و پیشاپیش آنان را به سیاه نمایی دروغگویی وبی انصافی متهم نموده. با وجود همه این مسائل و شرایطی که بوجود آمده مردم همچنان بر خواسته های مشروع و مسلم خود معتقدند و عقب نشینی از این مواضع را واگذار کردن سرنوشت خویش به غیر می‌دانند.
هدف از نگارش این مطالب که همه آن را همه ما می‌دانستیم تنها نظم بخشیدن به امواجی است که از ذهنم میگذرد. امیدوارم در ادامه این روزها در اینجا روزنگاری کنم تا در تاریخ و حافظه مان جایی همیشگی پیدا کند. چرا که اعتقادم بر این دست که ایران امروز چیزی متفاوت از ایران پیش از ۲۲ خرداد ۸۸ است.

فردای انتخابات ۲۲ خرداد همه رسانه های آزاد که اکثر آنها در خارج از کشور فعالند به نکته‌ای اشاره کردند که در داخل، روزنامه‌ای جرات پرداختن به آن را نداشت. جرات نداشت چون خوب میدانست که پرداختن به چنین موضوعی هزینه سنگینی را برای آنها در پی خواهد داشت.  در داخل ایران هم تنها فعالان سیاسی و روزنامه نگاران آزاد در مصاحبه‌ها و نوشته‌های اینترنتی خود به کودتا اشاره کردند.

کودتا حقیقت تلخی بود که بر سر صندوق آرای مردم آمد و قرائت نام کاندیدای مورد نظر جامعه ایرانی را متفاوت از نوشتارش کرد. مقامات عالیرتبه نظام نیز بلادرنگ پس از اعلام نتیجه رسمی از جانب وزارت کشور و در حالی که شورای نگهبان هنوز کارش را آغاز نکرده بود، با خیالی آسوده و بی توجه به آنکه مردم بهتر از هر کسی میدانند که به چه کسی رای داده‌اند، نتیجه نهایی را تایید و آن را منصفانه خواند. این پایان قائله نبود. حکومت، نظامی گری که همیشه مورد نظر داشت و نمونه آن را در گشت‌های ارشاد و… دیده بودیم، بسط داد و فضای امنیتی را در شهر های بزرگ و کوچک کشور گسترش داد. جریان اس ام اس که از روز قبل از انتخابات قطع شده بود تا هم اکنون نیز به حال عادی برنگشته و علاوه بر امکان دسترسی به یکدیگر، باعث وارد شدن خسارتی هنگفت به مخابرات شده است. جریان اینترنت تقریبا مختل شده و سایه سانسور در این فضای مجازی شباهت عجیبی به موقعیت حقیقی ما پیدا کرده است. تلویزیون های غیر دولتی که هیچکدام در خاک ایران نیستند نیز با اختلال مواجه شده و حکومت ایران برای جلوگیری از آگاهی مردم حتی حقوق مردم دیگر کشورها را نادیده گرفته است.

علاوه بر تمام اینها فشارهای وارد شده بر مطبوعات قابل انکار نیست. روزنامه کلمه سبز در فردای انتخابات امکان چاپ پیدا نمی‌کند و همچنین روزنامه اعتماد ملی تحت فشار های سنگین اجازه چاپ اخبار بعد از انتخابات را نمی‌یابد.

از همان ۲۳ خرداد موج گسترده‌ای از دستگیری ها در کشور آغاز می‌شود و همزمان با این همه فاجعه ملی و همراه با کشته شدن ۷ نفر در تهران و حمله به کوی دانشگاه و ضرب و شتم دانشجویان در نقاط مختلف کشور، رییس جمهور  همچنان ایران را صاحب برترین دموکراسی در جهان (و نه حتی منطقه) می‌داند و همچنان بر موضع پیشین خود که همان حضور آزادی حداکثری در کشور است پافشاری میکند.

جالب آنکه حکومت و دستگاه های زیر مجموعه آن این همه اعمال زور و فشار بر مردم و مسدود کردن راههای ارتباطی را کافی ندانسته و وبلاگها و سایتهایی که شرایط را آنگونه که هست نمایش دهند را با الفاظی تند تهدید کرده است و پیشاپیش آنان را به سیاه نمایی دروغگویی وبی انصافی متهم نموده. با وجود همه این مسائل و شرایطی که بوجود آمده مردم همچنان بر خواسته های مشروع و مسلم خود معتقدند و عقب نشینی از این مواضع را واگذار کردن سرنوشت خویش به غیر می‌دانند.

هدف از نگارش این مطالب که همه آن را همه ما می‌دانستیم تنها نظم بخشیدن به امواجی است که از ذهنم میگذرد. امیدوارم در ادامه این روزها در اینجا روزنگاری کنم تا در تاریخ و حافظه مان جایی همیشگی پیدا کند. چرا که اعتقادم بر این دست که ایران امروز چیزی متفاوت از ایران پیش از ۲۲ خرداد ۸۸ است.