آرشیو بهمن, ۱۳۸۷

حلوای گس رفتن

یکشنبه, بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷

هیچ کس دوست ندارد عابر کوچه ای باشد که در آن پیکر عشق را تشیع می کنند
هیچ کس دوست ندارد تا بر سر مزار، حلوای گس رفتن را مزه کند
هیچ کس خرماهای غبار گرفته‌ی مردن را دوست ندارد

اما من از ثانیه هایی که به وزن وداع می‌افزایند هراسانم
از شتاب لحظه‌ها که در شادی ما اوج میگیرند و در غم‌ها می‌ماسند
دل نگرانم
کجاست دلخوشی مادامی که خود را به آن سنجاق کنم؟

وقت تنگ است

یکشنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷

http://www.modaser.com/blog/pic/khatami/32.jpg

سید محمد خاتمی  کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد و بعد از آنکه همه در پی حدس و گمانه زنی درباره آمدن و نیامدن او بودند حالا تمام کارشناسان سیاسی اعم از تاکسی نشینان اهالی آرایشگاه‌های زنانه و مردانه و اتوبوس سواران حرفه ای وارد مرحله تازه‌ای شدند. اینکه آیا خاتمی دربرابر دیگران (The Others) رای می‌آورد؟
فرض کنیم که انتخابات سالمی برگزار شود. فرض کنیم کروبی نمیخوابد و آقای جنتی اصلا نمیداند که چه کسی در ساعت ۳ بامداد برنده انتخابات شده. فرض کنیم فرماندهان سپاه کاری به کار  انتخابات ندارند و باز در حالتی خوش بینانه تصور کنیم که وزیر محترم وزارت  کشور، تمام تلاش خود را به کار میبندد تا انتخاباتی سرشار از آزادی برگزار شود. آیا مردم خاتمی را به دیگران و خصوصا به دکتر احمدی نژاد ترجیح می‌دهند؟

http://www.modaser.com/blog/pic/khatami/27.jpg

خاتمی کار دشواری در پیش رو دارد. اگر احمدی نژاد ۴ سال ریاست بر کشور را در کارنامه خود دارد (چه مثبت و چه منفی) خاتمی در این زمینه هشت ساله است. آیا مردم (منظور توده‌‌ی مردم) از عملکرد او در دوران اصلاحات راضی‌اند.
خاطرم هست که در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم زمانی که کار به وقت اضافه کشیده شده بود، بسیج عمومی شکل گرفت تا  دیگری را به جای رییس فعلی به کاخ ریاست جمهوری بفرستد اما نشد. آن زمان همه میگفتند برای فرار از تحجر و بازگشت به عصر قدیم باید هوشیار عمل کرد این حرف را آقای خاتمی نیز گفت. من با این گفته مشکل دارم چون رییس جمهوری که به این ترتیب وارد عرصه سیاست شود ، پشتوانه قوی در دست دارد که میتواند از آن به عنوان سلاحی بر علیه ملت استفاده کند: من شما را از خطری عظیم رهایی بخشیدم! این جمله در تاریخ سر آغاز بسیاری از فسادهای حکومتی بوده است.
برای رای دادن به خاتمی  و اصلا برای رای دادن باید به فکر دلیلی بهتر از دوران بد احمدی نژاد باشیم نباید به خاطر سیاهی دوران حاضر به هر مرحله تاریخی دیگر تن داد. نباید حرف های ناپخته را در دستور کار قرار داد. باید دید آیا خاتمی در دوران جدید حرف تازه‌ای برای گفتن دارد یا خیر. باید ابتدا صدایش را شنید و حرف هایش را گوش داد و سپس تصمیم گرفت.

http://www.modaser.com/blog/pic/khatami/34.jpg

منبع تصاویر

فردا از امروز یک دقیقه بیشتر است

دوشنبه, بهمن ۱۴م, ۱۳۸۷

اتفاقا روز تولد آدم معمولی ترین روزهاست. بیشتر دوست داری آن روز، اتفاق خاصی نیوفتد و بهتر میدانی که آن روز به خیر بگذرد. شاید فکر می‌کنی که یک سال قدیمی‌تر شدن جشن گرفتن و هوار کشیدن ندارد. اما همه این کادوها همه این کیک‌ها و شمع ها همه این تبریک ها برای آن است که سرگرم شوی. برای آن که مشغول شوی و نفهمی چه شد. مثل سوزن هست. باید دمی تاب بیاوری تا آرام بگیرد جای زخمش.
اما گاهی می شود که به بلوغ میرسی که دانسته و خود خواسته جشن میگیری روز به اینجا آمدنت را. روز با شکوه رسیدن را جشن میگیری چون میدانی اگر هیچ چیز برای عرضه نداشته‌ای اگر تا به امروز کاری نکرده‌ای همین که بودنت عده ای را شاد می کند، همین که دسته ای منتظرند تا روزشان را با تو شب کنند و اگر نیایی صبحشان شام نمی شود همین ها بهانه‌های ارزشمندی است که میتوانی افتخار کنی میتوانی شاد باشی و روز میلادت را جشن بگیری چون بودنت بی ثمر نیست.

لاست با ماست!

جمعه, بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷

LOST قبل از اینکه شروع به تماشای لاست کنم میدیدم کسانی را که ۲۰، ۳۰ تا دی وی دی را تو یکی دو روز می دیدند و بعد نظر می دادند.نمی دونم آیا اون لذتی که باید را می بردند یا نه اما چیزی که برای من واضح هست و تو مدت تماشایم هم مسلم ده اینکه نباید به غریزه کنجکاوی بیش از آن چیزی که لازمه فضا داد. شکی نیست که با تمام شدن یک اپیزود خیلی پر هیجان آدم دوست داشته ببینه قسمت بعدی چی میشه اما هر قسمت لاست که به طور متوسط چهل و پنج دقیقه هست را می توان در برابر آثار سینمایی یک فیلم کوتاه به حساب آورد. تماشای قسمت ها پشت سر هم باعث میشه که بیننده نتونه آن توقف لازم را روی اپیزود مورد نظر داشته باشه و گاهی دیده‌‌ام که اون همذات پنداری مورد نیاز بین بیننده و کاراکتر سریال شکل نمیگیره. برای همین هم هست که زیاد میشنویم که مثلا سیزن سوم، سریال افت کرد یا بهترین سیزن، دومی بود.
تحمل سریال در طول زمان شاید کمی برای بیننده سخت باشه اما مطمئنا نتیجه پایانی خیلی بهتره تماشای با تامل و داشتم فرصت برای توقف ذهنی روی هر بخش چیزی هست که این سریال بهش نیاز داره. پیشنهاد می کنم هر قسمت را با ماست و چیپس تماشا کنید شاید باعث بشه ریتم اصلی سریال دیدن را دریابید.

WAR

سه شنبه, بهمن ۱م, ۱۳۸۷

files_photos__bloor-_soga_87-323w500h377mresizebymaxsize files_photos__bloor-_soga_87-412w500h377mresizebymaxsize files_photos__bloor-_soga_87-395w500h377mresizebymaxsize

کم پیش آمده بود تا از مجموعه عکسهایی خوشم بیاید و همه قطعات آن مجموعه را دوست داشته باشم. اما کار های شادی قدیریان با همه مجموعه ها برایم فرق داشت این مجموعه تلخی حادثه ای را نشان می داد که برای ما شاید عادی شده باشد. عادی شده است از بس با آن بودیم و بهتر بگویم او خود را به ما تحمیل کرده است.
امروز که مراسم تحلیف رییس جمهور جدید را میدیدم، یادم آمد زمان آقای جنگ به پایان رسیده. نمیگویم که او هیچ نکته مثبتی نداشت اما به جرات میگویم که شاهکار او در طول هشت سال حضورش دو جنگ بود. قبول دارم که شر چون صدامی را از سر مردم کم کرد اما یادم نمیرود شبهایی که بغداد از انفجار چون روز روشن بود. خاطرم هست شهر به شهر ویرانی های کشور تمدن، افغانستان را. حالا این عکسها که یاد آور جنگی هستند که ما در ذهن داریم.