گفته های لیلا
سه شنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۷۱- دو سه روی باز بنا به مشکلات فراوان، این وبلاگ تعطیل بود. قرار بود منتقل بشم به جایی که بشه یک گالری شخصی برای عکسهایم داشته باشم اما باز هم نشد. حالا فعلا مطمئن شدم که باید از سرویس های رایگان استفاده کنم. سرویس هایی مانند پیکاسا و فلیکر و … اما واقعیت که نمیدونم اولویت با کدام است؟ کدام بهتر است و کدام برای ناشر و مخاطب راحت تر و بهتر است؟ اگر کسی بود تا از دستش کمکی بر می آمد پیشنهادات را از جان میپذیرم!
۲-لیلا میگوید! از آن فیلمهایی بود که قرار نیست شاهکار باشد. قرار نیست مکتب جدیدی را وارد سینما کند قرار نیست هیچ کاری بکند اما… اما میشود خیلی از نزدیکان را در این فیلم دید. می شود خیلی از عقاید آشنا را در این فیلم باز شناخت. من خودم در این فیلم علاوه بر خودم خیلی از آشناهایم را در آن یافتم واقعا می شود گفت از آن فیلمهایی که همیشه در گوشه ذهنت باقی می ماند. اگر راهتان افتاد و هوس کردید و خواستید فیلمی ببینید که ذهنتان را درگیر کند علاوه بر دیدن فیلم لیلا (Lila) را خوب تماشا کنید. کارگردان این فیلم آنقدر باهوش بوده که برای این نقش از یک دختر کاملا معمولی استفاده کند که زیبایی چهره اش مصنوعی نباشد درست مثل بعضی از این میوه های تزئینی که گاهی از نمونه واقعی زیبا تر است ولی دریغ که دروغ است.
۳- مورد سوم را مینویسم فقط برای اینکه ۳ تا نوشته باشم فقط خواستم بگم که وب نویسی دقیقا مثل این وصف است که:
خوشا دردی که درمانی ندارد!
زیاده عرضی نیست…





