آرشیو مهر, ۱۳۸۶

چیز هایی که باید بدانید

یکشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۶

 بعضی از مطالب و مقالات در مورد عکاسی دیجیتال و دوربین های این چنینی در نگاه اول بسیار  ابتدایی به نظر می آیند اما در واقع نکات ریزی هستند که توجه نکردن به آنها انسان های معمولی را از عکاسان جدا می کند. پس وقت گذاشتن و خوندن اینها بهتر از نخوندن خواهد بود.
وقتی برای اولین بار میخواهید با دوربین کار کنید احساس می کنید که خیلی چیز ها هست که باید یاد بگیرید برای اینکه به این مقصود برسید و بتوانید با دوربین کار کنید این مقاله را مطالعه کنید.

(ادامه…)

عکاسی بدون درد

جمعه, مهر ۲۷م, ۱۳۸۶

 دسته جدیدی با عنوان تصویر نگاری در وبلاگ اضافه شد. از این به بعد مطالب مرتبط با عکاسی دیجیتال در این بخش قرار می گیرد. اکثر مطالب این بخش به صورت ترجمه از سایت ها و کتاب های معتبر عکاسی خواهد بود که امیدوارم مورد استفاده باشد. در ضمن برای شروع واضح است که مطالب کمی ابتدایی و مقدماتی باشد اما جز این راهی نیست و نمی توان از پست اول در مورد مسایل فوق العاده حرفه ای صحبت کرد. مطلب اول هم در مورد استفاده صحیح از تنظیمات اتوماتیک دوربین است. این مطلب از سایت short courses انتخاب شده است.

Automatic Mod بخشی از دوربین های دیجیتال است که در همه آنها مشترک است. این قابلیت برای عکسبرداری سریع بدون انجام تنظیمات پیشرفته استفاده می شود همچنین کاربران آماتور می توانند با استفاده از این تنظیمات عکس های  خوبی تهیه کنند. این Option معمولا با عکس دوربینی معرفی می شود که میتوانید آن را یا در بدنه دوربین و یا در منوهای آن پیدا کنید. در اینجا با نکاتی برای بهتر کارکردن با این تنظیم می یابیم. این نکات را در ادامه مطلب پیگیری کنید.

(ادامه…)

شیر شیر بُوَد، گرچه به زنجیر بُوَد

شنبه, مهر ۲۱م, ۱۳۸۶

یک ماه غل و زنجیر سیری چند رفته بودم تعطیلات!

چه کسی بود صدا زد…؟

چهارشنبه, مهر ۱۸م, ۱۳۸۶

 درخت را به نام برگ 
 بهار را به نام گل 
ستاره را به نام نور 
کوه را به نام سنگ 
دل شکفته ی مرا به نام عشق 
عشق را به نام درد مرا به نام کوچکم صدا بزن!

عمران صلاحی (نمیشه گفت دوست داشتنی بود چون هنوز هم هست)

من آن موجم که آرامش ندارم

جمعه, مهر ۱۳م, ۱۳۸۶

صفحه درباره من که قاعدتا باید پیش نمایشی از من باشه با تاخیر چند ماهه به نسبت اطلاعاتی داخلش نوشته شد که شاید بتونه تصویر کلی در مورد صاحب وبلاگ به خواننده بده…همین فقط خواستم اطلاع بدم!

در شب قدر ار صبوحی کرده​ام عیبم مکن

دوشنبه, مهر ۹م, ۱۳۸۶

خدا را بعضی وقت ها می توانی هر جایی ببینی توی خیابون توی کوچه ها توی رسانه ملی! مسجد و دیر وکنیسه که جای خود دارد. این روز ها خدا روی بورس است بازارش داغ است به اصطلاح خریدار دارد اینجاست و این روز هاست که همه خود را گناهکار می دانند. اما زیاد دلخوش نباش اینها را تنها از توی تلویزیون و داخل مسجد ها می توان دید این آدم های خوب این ها که دلهایشان مثل آینه است اینها که نیکوکارند و دست خیرشان به عرش هم میزرسد وجود خارجی ندارند اینها میان بر نامه های رمضان هستند و سالی یکبار هم با چشم غیر مسلح قابل رویت هستند.

چیزی مثل بازی زنده فوتبال…

چهارشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۶

بیشتر از آنکه جنگ هیجان انگیز و دیدار جذابی باشه به نظرم در حد تکرار یک سریال آبکی مسخره ی خسته کننده است پر از خمیازه کشیدن های کش دار!