آرشیو برای شاخه 'دنیای مجازی'

ویندوز ۷؛ مایکروسافت دست از سر IE برداشت

شنبه, آبان ۲م, ۱۳۸۸

ie8_logo

مدت ها بود که مایکرو سافت متهم میشد که کاربران را مجبور میکند تا از نرم افزارهای ساخت آن شرکت استفاده کنند. اشاره اصلی هم به محصولاتی چون مرورگر اینترنت و مسنجر و … بود. مایکرو سافت به دادگاههای مختلفی رفت و از خود دفاع کرد و در مقابل شرکتهای گوناگونی از این تشکیلات بزرگ به خاطر رفتاری که آنها انحصار طلبانه می‌خواندند شکایت کردند. در برابر هم گهگاه مایکروسافت نرمش‌هایی از خود نشان میداد که شاید نتیجه آن دادگاهها بود. آخرین اقدام این شرکت بزرگ در آخرین محصول آن آشکار است. شما از این پس می‌توانید مرورگر اختصاصی ویندوز یعنی Inernet Explorer8 را از ویندوزتان حذف کنید. شماری دیگر از نرم افزارها بازی ها و امکانات از بخش Windows Features On or Offقابل حذف است.

ویندوز ۷؛ اولین خبر خوش

شنبه, آبان ۲م, ۱۳۸۸

ویندوز ۷ به گواه سایتها و وبلاگهایی که درباره‌اش نوشته‌اند دریایی از امکانات جدید و تازه است. اما خب طبیعی است که همه امکانات به کار همه نمیآید مثلا برای منی که پرینتر را شیر نمیکنم هرگونه تغییر و تحول در این مسئله عملا بی فایده است. برای همین است که نوشته‌اند گرانتر بودن نسخه آلتیمیت دلیلی بر بهتر بودن آن نیست اول به جدول تفاوتها نگاه کنید و بعد بخرید. حالا در این سیل امکانات تازه برخی برای من جذاب تر است.

یکی از این امکانات که خیلی مهم بود و از امتحانش لذت بردم امکات رایت فایل های ایمیج (ISO) بصورت مستقیم و از درون ویندوز است. پیش از این برای اینکار باید از نرم افزارهای مخصوص این کار استفاده میکردیم ولی حالا بصورت مستقیم فایلها بر روی سیدی و دی وی دی رایت میشوند.

ویندوز۷؛ داستان تولدش!

شنبه, آبان ۲م, ۱۳۸۸

موقعی که ویندوز ویستا به بازار آمده بود و نسخه کرک شده اون هم در بازار ایران یافت میشد، وسوسه نصبش روی کامپیوتر دست از سرم بر نمیداشت. البته کاربر نه چندان حرفه‌ای چون من همیشه در این مواقع شیفته رنگ و لعاب ظاهری میشه و اون شمایل اصلی فریبش میده. حالا این اتفاق این بار برای ویندوز هفت تکرار  شد. البته باید اعتراف کنم که در این مدت پیشرفت قابل توجهی هم داشتم یعنی اینکه فقط ظاهر مسئله برام مهم نبود.

بعد از اینکه ویندوز ویستا را نصب کردم، سیل مشکلاتی بود که بر سرم خراب شد. هر روز تعداد زیادی آپ دیت برای ویندوز می آمد که مجبور بودم اونا را نصب کنم همین طور درایورهای سخت افزار ها بود که ویندوز نمی‌شناخت و حتی اینکه هیچ آنتی ویروس درست و حسابی برای ویندوز پیدا نمیشد چون شرکتهای مهم هنوز چیزی نساخته بودند. به خاطر همین ها بود که بعد از مدتی و به سفارش دوستان دوباره به ایکس پی برگشتم تا اینکه سرویس پک ۱ ویستا آمد. بعد از اون اوضاع تغییر کرد. واقعا استفاده از ویستا لذتبخش بود آدم احساس میکرد که بعد از سواری با یک ماشین معمولی حالا سوار یک ماشین لوکس و گرون قیمت شده، مخصوصا با توجه به قیمت واقعی ویستا!

قبل از اینکه ویندوز هفتم به صورت رسمی وارد بازار بشه خیلی از کارشناسان و منتقدین وعده آمدن ویندوزی نرم و سبک را میدادند. حتی بعضی که نسخه بتا را نصب کرده بودند میگفتند که ۷ واقعا یک بنزه. این حرفها و تجربه تلخ قبلی بود که منو واداشت تا سون را نصب کنم. نمیخوام بگم که این ویندوز عالی و فوق العاده است چون میدونیم که به رسم کارهای مایکرو سافت، راه زیادی را تا تکامل در پیش داره اما باید بگم که این تجربه متفاوت از تجربه ویستا بود.

ویندوز در ابتدای نصب تقریبا همه سخت افزارهای موجود را شناخت. همه نرم افزارهای مورد استفاده با اینکه بعضی از آنها لیبل هماهنگی با ویندوز هفت را هم نداشت با این حال به خوبی کار میکرد. امکانات زیادتری برای شخصی سازی بود و تقریبا در همه موارد کاربر را در نظر گرفته بودند. البته اینها نظرات شخصی یک کاربر نه چندان حرفه‌ای هست! در ادامه این پست به تجربه‌های دیگه از ویندوز ۷ اشاره میکنم.

فیس بوک

دوشنبه, آذر ۱۱م, ۱۳۸۷

دو روزی است که فیس بوک را بالا و پایین می کنم و از قابلیت هایش ذوق زده می شوم. گاهی هم حیرت می کنم از ایده هایی که در نهایت به خلاقیت ختم نشدند اما در برابر ایده ها و تفکر های ناب دسته دوم بسیار ناچیزند.

دوستانی را اضافه می کنم کسانی را حذف می کنم عکس اضافه می کنم عکس میبینم ویدیو تماشا می کنم و پیام های کوتاه میفرستم انگار که برای آدم فضایی هایی از سیاره دیگر می نویسم. در انجمن های گوناگونی هم عضو می شوم. جاهایی عضو می شوم و به موضوعاتی فکر می کنم که تا امروز با من همراه بوده اند اما من به آنها توجهی نمی کردم و تازه فهمیده ام که آنها با من بودند. آنها لحظاتی از من را مال خود کرده اند. به خاطر همین تمام تلاشم را کرده ام تا طرفداری از کسی نکنم حتی اگر آن شخص محترم باشد و قابل ستایش.

ستایش می کنم اما در حد بزرگی کار، نه در حد اغراق. این دو روز بیشتر به علاقه ام به شیر کاکائو و شکلات تلخ و چای و قهوه و نارنگی پرداختم. سعی در باز شناسی مادی خودم داشتم. همیشه نباید در عوالم فرا واقعی غوطه ور شد. معتقدم اول باید ماده را باز یابی و وجه مادی خود را باز بینی کنی و سپس به سراغ فرا ماده بروی. تا نفهمی که از بین هات داگ و همبرگر کدام را بیشتر دوست داری؟ نمی توانی درباره نظریات هنری قاطع باشی. باید بدانی چرا چیپس خوشمزه است و متوجه باشی که برای چه شکلات را بیشتر از چیپس دوست داری.

فرقی نمی کند فیس بوک و یا هر جامعه ای که کمک کند تا این گونه خودت را واکاوی  کنی برایت خوب است. مفید واقع می شود. تنها در چنین جاهایی است که میتوان نظریه های فلسفی را در کنار هله هوله های دوست داشتنی جمع کرد و به نتیجه ای منصفانه رسید.

داروهای یک پزشک برای بی کامنتی مزمن

شنبه, آبان ۲۵م, ۱۳۸۷

یک پزشک در وبلاگ محبوبش درباره کامنت گذاری و معضلات آن در عصر وب دو خیلی خوب نوشته و البته دارویی هم برای حل این مشکل تجویز کرده است. این دارو ها که در داروخانه وب دو یافت می شود هنوز به تولید انبوه نرسیده و تنها در مرحله آزمون و خطاست اما یک داروی مشابه دیگر هم از طرف آقای دکتر تجویز شده که افزونه ای است برای فایر فاکس. وقتی این افزونه را نصب کردم دیدم که مخدر است! یعنی شاید اگر توان بالایی نداشته باشید در برابر این دارو دوام نیاورده معتاد به کامنتری شوید و چه بسا خیلی زود اصلا اسپمر شوید.  امیدوارم این دارو فراگیر بشود اما کامنتدونی بلاگ ها را چت روم نکند که عواقبی بس زیان بار دارد.

فایر فاکس استعمار می کند

یکشنبه, خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷

تا چندی دیگر نرم افزار محبوب فایر فاکس ورژن جدیدی را عرضه می کند. کاربران مشتاق زیادی هم تا به حال

منتظر رسیدن چنین روزی بوده اند. مدت ها پیش از این هم شرکت مایکرو سافت که کلمه شرکت برای نشان

دادن وسعتش کوچک است سیستم عامل جدید خود ویستا را روانه بازرا کرد. درباره آن هم اتفاقی مشابه اما

در مقیاس کوچک پیش آمد اما در آن زمان انتقادات فراوانی از سیل مشتاقان شد که مضمون آن به این شکل

بود که سودش را کس دیگری می برد جیغ و دادش مال شماست؟ این اتفاق باز هم در زمان به بازار آمدن آیفون

افتاد و باز هم این انتقادات مطرح شد و علاوه بر اینکه حرف از سود مالی بود این بار ایرادات خود محصول هم قبل

از عرضه مطرح شدند. مثلا می گفتند مطمئنا گوشی هایی با ظاهری مشابه و کار آیی حتی بهتر از شرکت های

دیگر و مارک های گوناگون وجود دارند که قیمتشان اینقدر ها هم نیست و این انتقادات تا روزی که محصول به

دست کارب ر رسید هم ادامه داشت. حالا و در ماه ژوئن سال ۲۰۰۸ هم کم کم زمان عرضه فایر فاکس سه از راه

می رسد و ما شاهد چیزی فراتر از انتظار کاربران هستیم که از نظر من عمدتا محسور این محصول شده اند تا

مبهوت. درست است که این نرم افزار نرم افزاری کد باز یا اپن سورس است و برای کاربر این شبه را ایجاد می کند

که خود در تکامل این محصول دخیل بوده و باز هم درست است که تولید کنندگان از عرضه این محصول سودی

نمیبرند اما چیزی که واضح است ترفند تبلیغاتی سازندگان برای همسو کردند جمعیت جهان برای رسیدن به اهداف

خود و از نظر من این به معنی سو استفاده از احساسات کاربران برای رسیدن به اهداف خود است. سایت تولید

کننده اعلام کرده بود که قرار است برای روز عرضه عمومی این محصول تدارکی ببیند و دنیایی را با خود همراه کند

تا رکورد دانلود یک نرم افزار در یک روز را بشکند و نام خود را در کتاب رکورد های گینس ثبت کند و برای این کار

ثبت نامی به عمل می آورد که در آن از متقاضی تضمین اخلاقی میگیرد که در روز معین این نرم افزار را دانلود

خواهد کرد! این برای من یعنی آغاز فاجعه ماجرا وقتی وخیم تر می شود که کاربران گویا به شکل خود جوش

در صدد این بر آمده اند تا در روز انتشار در گوشه گوشه ی دنیا مهمانی روز انتشار بگیرند. این که از این اتفاقات

مانند دیگر وبلاگ نویسان و آی تی دوستان به عنوان یوم الله! یاد نمی کنم برای این است که تمام این اتفاقات

را سود برای شرکت سازنده بدون کمترین منفعتی برای کاربران میبینم و این یعنی مبادله ی نابرابر. من نمی

توانم درک کنم که این همه غوغا و شلوغی برای یک browser ناقابل است که تنها می تواند دیدن صفحات

اینترنت را برای کاربر لذت بخش تر کند همین. خلاصه این حرف ها همه نظرات شخصی من بود و غمی که از

دیدن این جماعت بزرگ میکشم که چگونه خود را پلی برای به هدف رسیدن دیگران می کنند بدون آنکه عمدتا

خود آگاه باشند. به هر حال قصد توهین و یا زیر سوال بردن هیچ نهضت و مکتبی را نداشته ام و تنها انتقادی بود

از حرکتی!

روز جهانی بدون کامپیوتر!

شنبه, اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۷

امروز سوم می است. روز جهانی بدون کامپیوتر اما من هنوز پشت این مانیتور و تشکیلات لعنتی نشسته ام

و دارم می نویسم. امروزه کامپیوتر عملا برای من تبدیل به یک عضو از خانواده ام شده حتی روزهایی می شود

که بیشتر از اعضای خانواده ام با کامپوتر سپری می شود. پیش از این با کامپیوتر بودن به معنی آنلاین بودن نبود

اما یک سال و نیم است که این دو با هم پیوند خورده اند و من تقریبا تمام روز را در معرض اطلاعات قرار میگیرم و

دقیقا مانند آن صخره لب ساحل شده ام که امواج پیاپی و بدون مکث با آن بر خورد می کنند تنها تفاوت من با آن

صخره در این است که من استقامت آن را ندارم و عنقریب از هم بپاشم و این بسیار نگران کننده است.

امسال و این روز نمادین که توسط گروهی در کانادا و از سال پیش برگزار می گردد نیز در حال گذشتن است و من

و خیلی های دیگر کماکان با کامپیوتر هستیم و توان و یارای این را نداریم تا دکمه پاور را برای یک روز هم که شده

فشار ندهیم. این روند، جهت خوبی ندارد و من تنها نگرانم!

روز خاموشی کامپیوتر توسط یک سازمان غیر رسمی و دولتی و بدون منفعت مالی در کبک کانادا بر پا شده.

این روز برای دوری بیست و چهار ساعته از وسایل پر خطر در نظر گرفته شده است. وسایلی مانند کامپیوتر

تلویزیون دستگاه های پخش موسیقی و کنسول های بازی و البته محتوای سایت ها به خصوص سایت های

اجتماعی. یکی از اهداف امروز، آن است که مردم را  وادارد که متوجه شوند زندگی آنها چقدر تحت تاثیر

کامپیوتر و مظاهر تکنولوژی قرار گرفته و چقدر از رفتار های آنها تغییر کرده و…

شات دان دی ، روزی است که باید در آن بیست و چهار ساعت از کامپیوتر و وسایل مدرن زندگی امروزی دست

کشید و به کارهای دیگر پرداخت به فعالیت های بیرون خانه و ورزش و پیوندی بیشتر با طبیعت ، تفریح و با

دوستان و خانواده بودن خلاصه هر کاری غیر از پای کامپیوتر نشستن.

مایکل تایلور یکی از بنیانگذاران اصلی این ایده می گوید:

من مطمئنا نمی توانم بدون کامپیوترم زندگی کنم. من بیشتر اوقاتم را در مقابل مانیتور نشسته ام و در حال چت

کردن با دوستانم از طریق MSN هستم چون بیشتر دوستان من آنلاین هستند و من کمتر آنها را میبینم. معمولا

من وقت به اندازه کافی ندارم تا شام آماده کنم چون که میخواهم که آخرین خبر ها را در سایت دیگ دنبال کنم ی

ا در یوتیوب ویدیو ببینم. من می دانم که والدینی که بیشتر زمانشان را با کامپیوتر می گذرانند  برای بچه هایشان

وقت ندارند به اینترنت و کامپیوتر معتادند. همچنین این مورد درباره بچه هایی که بیشتر با کامپیوتر هستند تا

خانواده شان نیز درست است.

ما کسی را نصیحت نمی کنیم که کامپیوترتان را خاموش کنید. فقط پیشنهاد می کنیم که این تجربه را با ما داشته

باشید تا ببینید که چه اتفاقی می افتد!

Shutdown Day عمر طولانی ندارد این روز تنها یک سال است که به وجود آمده از زمانی که Denis Bystrov،

برنامه نویس کامپیوتری بعد از کار طولانی مدت تصمیم گرفت که وقتی هم به خانواده اش اختصاص بدهد. او این

تصمیم را گرفت و با دوستان خود در نقاط مختلف جهان در میان گذاشت مثلا این ایده را با مایکل تایلور که در این

انگلیس بود مطرح کرد. سپس آنها با هم سایتی را راه اندازی کردند با همین نام.

“شما میتوانید ۲۴ ساعت بدون کامپیوتر زندگی کنید؟ اگر بله می توانید تضمین کنید که این کار را انجام می دهید؟”

حالا کمی آمار و ارقام در باره این روز در سال گذشته:

•۱٫۶ میلیون نفر سال گذشته از سایت Shutdownday بازدید کرده و اعلام آمادگی کردند که در این پروژه شرکت

می کنند.

•شصت و پنج هزار نفر هم اعلام کردند که واقعا در آن روز کامپیوترشان را خاموش می کنند.

•کلیپ تبلیغاتی از این روز در سایت یوتیوب قرار گرفت که بیش از یک میلیون بار دیده شد.

•۴۵۰۰۰۰ نفر از کشور ها و مکان های مختلف برای این روز و در سایت آن ثبت نام کردند.

•این ایده در بیش از ۲۰۰۰۰۰ سایت و فاروم آنلاین مورد بحث و بررسی قرار گرفت و حتی مصاحبه های تلویزیونی

هم در باره انجام گرفت. که از آن جمله می توان به گلاب اند میل، فاکس نیوز، سی ان ان و شبکه ۵ فرانسه اشاره کرد.

امسال که گذشت قول بدهید که سال دیگه روز  shutdown واقعا  Shutdown باشید!

Bravo IMDB!

چهارشنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۶

قبلا (منظور از قبلا چند روز پیش نهایتا هفته پیش هست) سایت IMDB سیاست بدی در مورد عکس هاش داشت! توی صفحه عکس ها شما نمی توانستید حتی رایت کلیلک کنید چه برسه به ذخیره عکس و برای همین هم باید انواع ترفندهای غیر انسانی را به کار می بردید تا یه عکس ناقابل را ذخیره کنید. اما امروز من متوجه شدم که این دیتا بیس عظیم، عکس هاشو حراج کرده! حسه خوبیه که مثل آدم های متمدن کلیک کنید و بعدش هم Save!!!

پاتوق جدیدی به نام FLIXTER

سه شنبه, آبان ۱۵م, ۱۳۸۶

تازگی ها و به لطف یکی از دوستان در ستون شلوغ سمت راست تکه ای جدید اضافه شده که در آن میشه فیلم های مورد علاقه من و کلا امتیاز هایی که من به فیلم ها میدهم را دید. البته تمام این امتیاز ها و درجات نظر شخصی هستند. این قسمت جدید وبلاگ باعث شد تا من  کمی در باره این سرویس رایگان اینترنتی بنویسم. این قابلیت یکی از توانایی های سایت Flixter  است.
فلیکستر یک دیتا بیس آنلاین و رایگان است که اطلاعاتی در باره فیلمها و هنرمندان از جمله بازیگران و کارگردانان دارد. این سایت به شما اجازه میدهد تا علاقه مندی های خود در زمینه هنر هفتم را به دیگران معرفی کنیئ و سلیقه های خود در مورد سینما را به دیگران بشناسانید و البته اطلاعات مفیدی در مورد ذائقه دیگران به دست آورید.
این سایت از ژانویه ۲۰۰۶ شروع به کار کرد و در ابتدا مدیران آن مشکلات فنی در مورد سرور و بینندگان بالا داشتند تا اینکه این مشکل در نوامبر همان سال حل شد. و آنها سایت خود را گسترش دادند. بین نوامبر ۲۰۰۶ و ژانویه ۲۰۰۷ مقدار Page view های این سایت از ۲۰ میلیون به ۵۰ میلون در روز رسید که این ارقام را سایت Alexa اعلام کرد.
تا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷ هم این آمار منتشر شد.
۱,۵۲۳,۷۰۹ سوال در مورد فیلمهای مختلف طرح شده تا کاربران به آنها پاسخ دهند و برای خود امتیاز کسب کنند.
معرفی ۳۰,۰۱۴ در این سایت موجود است که میتواند گنجینه ی بسیار خوبی برای علاقه مندان باشد. در این بانک اطلاعاتی عظیم ۶۰,۷۶۰ هنرمند هم وجود دارد که برای بدست آوردن اطلاعات مفید میتوانید به صفحه هر کدام مراجعه کنید. ۱,۱۰۰,۳۲۶ هم رقم عکس های آپلود شده توسط کربران است. ۳۱۰,۲۲۸  ویدیو در ارتباط با فیلمهای مختلف هم در این سایت وجود دارد.
این سایت بزرگ توسط گروه مدیران نگه داری میشود که به نوعی هر کدام از آنها وظیفه خاصی دارد از نظارت بر بخش فیلم ها و بازیگران گرفته تا اضافه کردن و تایید کردن پوسته های جدید. 
در زیر بخش تازه اضافه شده در ستون کناری لینکی هست که میتوانید توسط آن صفحه من در Flixter را ببینید.